بودجه ۷۵ میلیون دلاری براندازی نرم
آمریکا ۷۵ میلیون دلار برای «ترویج دموکراسی» در ایران، از حمایت از اپوزیسیون تا رسانههای فارسیزبان، اختصاص داد.
دولت بوش ۷۵ میلیون دلار برای «ترویج دموکراسی» در ایران درخواست کرد و کنگره بیشتر آن را تصویب کرد. این پول به اپوزیسیون، رسانههای فارسیزبان و گروههای مدنی مخالف دولت میرسید.
زمینه تاریخی
این بودجه زمانی تصویب شد که از سخنرانی «محور شرارت» بوش (۲۰۰۲) مدت زیادی نگذشته بود و آمریکا عراق را اشغال کرده بود. در واشنگتن جدی درباره «تغییر رژیم» در ایران بحث میشد، چه به شیوه آرام و چه غیر آن. کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت، در ۱۵ فوریه ۲۰۰۶ در کمیته روابط خارجی سنا این بودجه را درخواست کرد و گفت آمریکا با سیاستهای حکومت ایران مقابله خواهد کرد و در همان حال «از آرزوهای مردم ایران برای آزادی» حمایت میکند. این پول قرار بود صرف پخش رادیویی و تلویزیون ماهوارهای و برنامههایی برای تحصیل ایرانیان در خارج شود.
برنامههای تأمینمالیشده
بودجه ۷۵ میلیون دلاری میان چند حوزه تقسیم شد:
- رسانه: رادیو فردا (شعبه فارسی رادیو اروپای آزاد که از پراگ پخش میکند)، بخش فارسی صدای آمریکا و تلویزیون اینترنتی برای رسیدن به مخاطبان جوان ایرانی
- جامعه مدنی: کمک مالی به NGOها و سازمانهایی که در زمینه حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی مطبوعات کار میکردند، چه داخل ایران و چه بیرون از آن
- فناوری: تأمین مالی ابزارهای دور زدن فیلتر اینترنت برای کاربران ایرانی
- اپوزیسیون سیاسی: حمایت از احزاب و گروههای مخالف مستقر در خارج، از جمله گروههای سلطنتطلب و سکولار
- بنیاد دموکراسی ملی (NED): سازمانی که رسماً غیردولتی است اما با بودجه کنگره کار میکند و برنامههای ویژهای برای ایران داشت
انتقادات: سمبودن این کمکها
همین کمکها برای کسانی که آن را میگرفتند خطر جدی داشت.
فعالان داخل ایران با گرفتن هرگونه کمک از آمریکا، حتی برای کاری قانونی مثل آموزش روزنامهنگاری، در معرض اتهام «همکاری با دشمن» قرار میگرفتند. در ایران هر رابطهای با آمریکا ممکن است به پرونده امنیتی ختم شود. به همین دلیل بسیاری از فعالان ایرانی این کمکها را آشکارا رد کردند. نیازشان را داشتند، اما میدانستند به ضررشان تمام میشود.
سازمانهای خارج از کشور هم با گرفتن پول آمریکا در چشم مردم داخل ایران به «اپوزیسیون ساخته واشنگتن» تبدیل میشدند و اعتبارشان را از دست میدادند.
به گفته تحلیلگران، این بودجه بهانهای طلایی به جمهوری اسلامی داد تا هر صدای منتقدی را «دستیار آمریکا» بنامد. سرویسهای اطلاعاتی ایران از آن برای بازداشت روزنامهنگاران، وکلا و استادان دانشگاه دستاویز ساختند.
مقایسه با عملکرد مشابه در جنگ سرد
ساختار این برنامه شباهت زیادی به عملیاتهای دوران جنگ سرد داشت، وقتی سیا از طریق سازمانهای پوششی به نشریات، کانونهای فکری و اتحادیههای کارگری در کشورهای هدف پول میرساند. تفاوت اصلی این بود که این بار برنامهها پنهانی نبودند و آمریکا آشکارا از تغییر نظام سیاسی ایران حمایت میکرد.
ارتباط با قرار دادن ایران در لیست تروریسم
دولت ایران این بودجه را شاهدی بر «جنگ نرم» آمریکا معرفی کرد. تناقض ماجرا روشن بود: آمریکا ایران را حامی تروریسم میخواند و هر مذاکرهای با آن را نامشروع میدانست، و در همان حال علناً به سرنگونی همان دولت کمک میکرد. این تناقض به مانع اصلی دیپلماسی تبدیل شد.
میراث این برنامه
بودجههای «ترویج دموکراسی» برای ایران پس از ۲۰۰۵ ادامه پیدا کرد و در دوران اعتراضات ۲۰۰۹ (جنبش سبز) و اعتراضات ۲۰۲۲ هم به شکلهای مختلف برقرار بود. این برنامهها هیچوقت به هدف اعلامی خود، یعنی تقویت دموکراسی در ایران، نرسیدند، اما به سرویس اطلاعاتی ایران بهانهای دائمی برای سرکوب مخالفان دادند.
منابع
دوره تاریخی: دهه ۲۰۰۰
محور شرارت، جنگ سایبری