سخنرانی «محور شرارت» بوش
بوش ایران را 'محور شرارت' نامید و اصلاحطلبان ایرانی را که به آمریکا نزدیک شده بودند ضربه زد.
جورج بوش ایران را در کنار عراق و کره شمالی «محور شرارت» نامید؛ اقدامی که میانهروهای ایران را تضعیف و جناح تندرو را تقویت کرد.
زمینه: همکاری پنهان ایران با آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر
وقتی در سپتامبر ۲۰۰۱ برجهای دوقلو فرو ریخت، ایران در میان نادرترین کشورهایی بود که تسلیت رسمی اعلام کرد. صدها هزار ایرانی در تهران و شهرهای دیگر شمع روشن کردند. اما مهمتر از احساسات، همکاری اطلاعاتی بود:
- ایران فهرستی از عوامل القاعده را که مرز ایران–افغانستان را عبور کرده بودند به آمریکا داد
- ایران اسرای طالبان را تحویل داد و دسترسی هوایی به آمریکا داد
- در کنفرانس بُن (دسامبر ۲۰۰۱) که دولت موقت افغانستان را شکل داد، دیپلماتهای ایرانی نقش فعالی بازی کردند و پیشنهاد جیمز دابینز، نماینده آمریکا، مبنی بر تشکیل ارتش ملی افغانستان را پذیرفتند
دابینز بعداً نوشت که همکاری ایران در افغانستان «واقعی و مؤثر» بود و او امیدوار بود این همکاری به بهبود روابط منجر شود.
۲۹ ژانویه ۲۰۰۲: سخنرانی وضعیت کشور
در حالی که ایران داشت با آمریکا همکاری میکرد، جورج بوش در سخنرانی وضعیت کشور (State of the Union) در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ گفت:
«ایران با قدرت گسترده در تلاش است سلاحهای کشتارجمعی صادر کند و تروریسم را حمایت کند. آمریکا با ایران، عراق و کره شمالی در مقابله با محور شرارت که جهان را تهدید میکند رویارو خواهد شد.»
عبارت «محور شرارت» (Axis of Evil) ساخته دیوید فروم، نویسنده سخنرانی اسرائیلی–کانادایی بود. او اصلاً نوشته بود «محور نفرت» اما بوش آن را به «محور شرارت» تغییر داد.
پیامد فوری: نابودی دستاورد اصلاحطلبان
این سخنرانی مانند سیلی به صورت محمد خاتمی — رئیسجمهور اصلاحطلب ایران — بود:
- خاتمی از سال ۱۹۹۷ تلاش میکرد «گفتگوی تمدنها» را با غرب پیش ببرد
- او در مصاحبه با CNN گفته بود باید «رابطهای محترمانه» با آمریکا برقرار کرد
- مردم ایران در انتخابات ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰ با اکثریت قاطع به او رأی دادند
حالا بوش ایران را «محور شرارت» مینامید. تندروهای ایرانی بلافاصله از این سخنرانی استفاده کردند: «ببینید؟ آمریکا هیچگاه درباره ایران حسننیت نداشته. خاتمی و گفتگوی تمدنها وقتتلفی است.»
رد پیشنهاد بزرگ ۲۰۰۳
پیامد بلافاصلهتر آمد. در مه ۲۰۰۳، ایران از طریق سفارت سوئیس پیشنهادی جامع به آمریکا فرستاد — که بعداً «پیشنهاد بزرگ» (Grand Bargain) نام گرفت:
- ایران حاضر به مذاکره درباره همه موضوعات اختلافی بود: برنامه هستهای، حمایت از حزبالله، شناسایی اسرائیل
- در عوض میخواست تحریمها برداشته شود و آمریکا تهدید نظامی را کنار بگذارد
دولت بوش این پیشنهاد را رد کرد. ریچارد آرمیتاژ، معاون وزیر خارجه، گفت آمریکا «کارتهایش را دست ندارد که پیشنهاد معامله بدهد» — چون ارتش آمریکا تازه عراق را تصرف کرده بود و احساس میکرد از موضع قدرت مذاکره میکند.
پیامد طولانیمدت
سخنرانی «محور شرارت» چند پیامد بلندمدت داشت:
در ایران:
- اصلاحطلبان هر بار که تلاش میکردند با آمریکا ارتباط برقرار کنند، زیر ضرب «مگر نمیبینید آمریکا ما را «محور شرارت» خوانده؟» میرفتند
- تندروها از ۲۰۰۴ در انتخابات مجلس و ۲۰۰۵ با انتخاب احمدینژاد به اوج رسیدند
- برنامه هستهای — که با استدلال امنیتی توجیه میشد — شتاب گرفت
در منطقه:
- کره شمالی از این سخنرانی نتیجه گرفت که اگر سلاح هستهای نداشته باشی، ممکن است مانند عراق اشغال شوی
- عراق اشغال شد و هر سه کشور «محور» برنامههای تسلیحاتیشان را توسعه دادند
ارتباط با برجام و مذاکرات بعدی
سایه سخنرانی «محور شرارت» بر تمام مذاکرات بعدی — از جمله برجام ۲۰۱۵ — سنگینی میکرد. ایران مکرراً میپرسید: «چه تضمینی هست که فردا رئیسجمهور بعدی آمریکا دوباره توافق را نمیشکند؟» این نگرانی با خروج ترامپ از برجام در ۲۰۱۸ بهطور کامل محقق شد.
منابع
دوره تاریخی: دهه ۲۰۰۰
محور شرارت، جنگ سایبری