قطع کامل ایران از سوئیفت
اتحادیه اروپا تحت فشار آمریکا ایران را از شبکه SWIFT قطع کرد — بزرگترین انزوای مالی یک کشور در تاریخ این شبکه.
در مارس ۲۰۱۲، سازمان SWIFT تحت فشار اتحادیه اروپا و آمریکا دسترسی تمام بانکهای ایرانی را به این شبکه جهانی انتقال مالی قطع کرد — اقدامی که اقتصاد ایران را به سرعت فلج کرد.
پیشزمینه
کنگره آمریکا در دسامبر ۲۰۱۱ قانون NDAA را تصویب کرد که بانک مرکزی ایران را تحریم میکرد. در ژانویه ۲۰۱۲ اتحادیه اروپا تحریمهای نفتی اعمال کرد. گام بعدی، قطع از SWIFT بود.
قطع ارتباط
در ۱۷ مارس ۲۰۱۲، SWIFT اعلام کرد دسترسی ۳۰ بانک ایرانی — از جمله بانک مرکزی — را به شبکه قطع میکند. این نخستین بار در تاریخ SWIFT بود که یک کشور کامل از این شبکه حذف میشد.
تأثیر اقتصادی
- ریال ایران در عرض هفتهها ۴۰ درصد ارزش خود را از دست داد
- صادرات نفت از ۲.۵ میلیون به کمتر از یک میلیون بشکه در روز کاهش یافت
- شرکتهای ایرانی برای تبادلات ارزی بینالمللی با موانع جدی روبرو شدند
- دسترسی ایرانیان به درمان و داروهای وارداتی محدود شد
راهحلهای جایگزین ایران
ایران برای دور زدن این تحریم به روشهای غیررسمی متوسل شد: استفاده از طلا در مبادلات، انتقال پول از طریق شبکههای غیررسمی (حواله)، و معاملات تهاتری. اما این راهحلها هزینه بالایی داشتند.
این فشار مالی در نهایت ایران را در سال ۲۰۱۳ به مذاکرات هستهای جدیتری وادار کرد که به توافق برجام در ۲۰۱۵ انجامید.
سوئیفت چیست و چرا مهم است
SWIFT (Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication) یک شبکه پیامرسانی مالی است که در ۱۹۷۳ در بلژیک تأسیس شد. بیش از ۱۱ هزار بانک در ۲۰۰ کشور برای انتقال پول بینالمللی از آن استفاده میکنند. بدون SWIFT، یک بانک ایرانی نمیتوانست پرداختی از یک بانک اروپایی دریافت کند — حتی برای خرید مواد غذایی یا دارو. این شبکه «زبان مشترک» سیستم مالی جهانی است.
مسیر قانونی به سوی قطع
این قطع ارتباط نتیجه یک فرایند تدریجی بود:
- ۱۹۸۴: ایران در فهرست حامیان تروریسم قرار گرفت
- ۱۹۹۵: تحریمهای کلینتون تجارت آمریکا با ایران را ممنوع کرد
- ۲۰۱۰: کنگره آمریکا قانون CISADA را تصویب کرد که بانکهای خارجی را نیز در تیررس تحریم قرار داد
- دسامبر ۲۰۱۱: قانون NDAA بانک مرکزی ایران را تحریم کرد — نقطهای که آستانه قطع SWIFT بود
- مارس ۲۰۱۲: قطع کامل
فشار آمریکا بر SWIFT
SWIFT یک سازمان خصوصی بلژیکی است، اما حدود ۴۰ درصد تراکنشهای آن به دلار انجام میشود — یعنی هر تراکنش دلاری باید از طریق بانکهای کارگزار آمریکایی عبور کند. تحریمهای ثانویه آمریکا تهدید میکرد که هر نهادی که به ایران خدمات دهد از سیستم دلاری حذف میشود. برای SWIFT این به معنای فلج شدن کل سیستم بود. در نتیجه SWIFT تسلیم شد.
پیامد بشردوستانه
یکی از اثرات جانبی جدی قطع SWIFT، محدود شدن دسترسی ایران به دارو و تجهیزات پزشکی بود. اگرچه تحریمها رسماً کالاهای بشردوستانه را از شمول خود خارج کرده بودند، در عمل پیچیدگیهای بانکی و ترس از تحریم ثانویه باعث شد بسیاری از تأمینکنندگان از معامله با ایران خودداری کنند. سازمانهای بینالمللی از کمبود داروهای خاص برای بیماران مزمن گزارش دادند.
شبکههای جایگزین
ایران برای حفظ حداقلی از تجارت خارجی به چند روش متوسل شد:
- حواله: شبکه غیررسمی انتقال پول که ریشه قرنها پیش دارد — یک واسطه در دبی پول میگیرد و معادل آن از یک معادل ایرانی پرداخت میکند
- طلا: ایران بخشی از صادرات نفت را در مقابل طلا دریافت کرد — ترکیه در این معاملات نقش محوری داشت
- معاملات تهاتری: تبادل مستقیم کالا بدون واسطه ارزی
- ارزهای غیردلاری: افزایش تجارت به یورو، یوان چینی، و روپیه هندی
مذاکرات هستهای و قطع سوئیفت
اثر قطع SWIFT بر مذاکرات هستهای مستقیم بود. با انتخاب روحانی در ۲۰۱۳ — که با وعده رفع تحریمها انتخاب شد — مذاکرات جدی آغاز شد. توافق ژنو در نوامبر ۲۰۱۳ اولین تعلیق موقت بخشی از تحریمها را به ارمغان آورد. برجام در ۲۰۱۵ مسیر بازگشت ایران به SWIFT را هموار کرد — بازگشتی که در ژانویه ۲۰۱۶ محقق شد.
این چرخه — قطع سوئیفت، مذاکره، بازاتصال — سپس با خروج ترامپ از برجام و قطع دوباره در ۲۰۱۸ تکرار شد.
منابع
دوره تاریخی: دهه ۲۰۱۰
برجام، خروج، فشار حداکثری