مورگان شوستر و فشار خارجی
اخراج مشاور مالی آمریکایی مجلس ایران تحت فشار روسیه و بریتانیا — با بیتفاوتی واشنگتن.
مورگان شوستر، مشاور مالی آمریکایی که توسط مجلس ایران استخدام شده بود، اقداماتی در راستای استقلال مالی ایران انجام داد. فشار روسیه و بریتانیا، با بیتفاوتی واشنگتن، به اخراج وی انجامید.
پیشزمینه: ایران در آستانه فروپاشی
در آغاز قرن بیستم، ایران در چنبره دو قدرت استعماری گرفتار بود. معاهده ۱۹۰۷ روس–بریتانیا ایران را به سه منطقه تقسیم کرده بود: شمال در حوزه نفوذ روسیه، جنوب در حوزه نفوذ بریتانیا، و یک کمربند بیطرف در میان. دولت ایران رسماً هیچ نقشی در این تقسیمبندی نداشت.
انقلاب مشروطیت ۱۹۰۶ امید تازهای ایجاد کرده بود. مجلس شورای ملی تأسیس شده بود و روشنفکران ایرانی میخواستند حاکمیت مستقلی بسازند. اما دو مانع بزرگ وجود داشت: بدهیهای خارجی سنگین و فقدان یک نظام مالی منسجم. بدون درآمد مستقل، دولت ایران نمیتوانست استقلال واقعی داشته باشد.
در پی انقلاب مشروطیت ۱۹۰۶
مجلس ایران برای استقلال مالی کشور از روسیه و بریتانیا به دنبال راهکار بود. در ۱۹۱۱ مورگان شوستر، یک وکیل جوان ۳۰ ساله آمریکایی با سابقه کار در فیلیپین، با حقوق و اختیارات قابل توجه بهعنوان خزانهدار کل استخدام شد. انتخاب یک آمریکایی عمدی بود — ایرانیان امیدوار بودند یک مشاور آمریکایی در برابر زیادهخواهی روسها و انگلیسیها مقاومتر باشد.
اقدامات شوستر
شوستر با جدیت تمام برای اصلاح نظام مالی ایران کار کرد: ایجاد یک گندارمری مالی مستقل برای وصول مالیاتها، جمعآوری مالیات از اشرافزادگان وابسته به روسیه، و تلاش برای کنترل واقعی منابع ایران.
اقدام خاصی که فتیله بحران را روشن کرد: شوستر دستور داد اموال شاهزاده شعاعالسلطنه — برادر شاه که به روسیه وابسته بود و بدهی مالیاتی داشت — توقیف شود. روسیه این را دخالت در حوزه نفوذ خود دانست.
در همان حال، شوستر برای تقویت توان وصول مالیات، با یک افسر بریتانیایی تماس گرفت تا گندارمری مالی را آموزش دهد. روسیه اعتراض کرد که این افسر باید با تأیید سفارت روسیه انتخاب شود — شوستر این شرط را رد کرد.
اولتیماتوم و سقوط
در نوامبر ۱۹۱۱، روسیه اولتیماتوم داد: شوستر اخراج شود، ایران برای آینده بدون مشورت روسیه هیچ مستشار خارجی استخدام نکند، و ایران هزینه تحرکات نظامی روسیه را بپردازد. مهلت ۴۸ ساعته.
بریتانیا از اولتیماتوم روسیه حمایت کرد — مطابق معاهده ۱۹۰۷ که منافع دو کشور را در ایران تعریف کرده بود.
واشنگتن ساکت ماند. دولت تافت هیچ اعتراضی نکرد، هیچ حمایتی از شهروند آمریکایی که قانوناً و رسماً در خدمت دولت ایران بود ابراز نداشت. این سکوت نشاندهنده اولویت واقعی آمریکا در آن دوره بود: عدم تقابل با قدرتهای اروپایی.
انحلال مجلس
مجلس ایران در برابر اولتیماتوم مقاومت کرد — اما دولت زیر فشار تسلیم شد. در دسامبر ۱۹۱۱ مجلس منحل شد، شوستر ایران را ترک کرد، و روسها تا جنگ جهانی اول در شمال ایران حضور نظامی داشتند.
کتاب «خفگی ایران»
شوستر پس از بازگشت به آمریکا کتابی نوشت با عنوان «The Strangling of Persia» (خفگی ایران) که در ۱۹۱۲ منتشر شد. در این کتاب با صراحت به توصیف سلطه روسیه و بریتانیا بر ایران و بیاعتنایی آمریکا پرداخت. شوستر مینویسد: «ایران کشوری است که دوستانش را از دست داده نه به خاطر دشمنانش، بلکه به خاطر بیتفاوتی قدرتهایی که ادعای دوستی میکنند.»
اهمیت تاریخی
این اولین نمونه از قربانیکردن منافع ایران توسط قدرتهای خارجی با سکوت آمریکا بود. الگویی که دههها تکرار شد: آمریکا هرگاه پای منافع عملی در میان بود، از دموکراسی و حاکمیت ملی ایران صرفنظر کرد.
همین الگو در کودتای ۱۹۵۳ به اوج رسید، وقتی دیگر آمریکا صرفاً سکوت نکرد بلکه خود سازماندهنده سرنگونی دولت منتخب ایران شد. ماجرای شوستر نمونه اولیهای بود که نشان داد جهت سیاست آمریکا در ایران از همان ابتدا به کدام سمت میرود.
منابع
دوره تاریخی: دوره اول
۱۹۰۰–۱۹۴۰