مخالفت با ملی شدن نفت
آمریکا ابتدا از ملیسازی نفت مصدق حمایت کرد اما سرانجام به کمک بریتانیا برای سرنگونی او پیوست.
آمریکا در آغاز از ملیسازی نفت به دست مصدق حمایت کرد، اما زیر فشار بریتانیا موضعش را عوض کرد و به فکر براندازی دولت مردمی مصدق افتاد.
ملیسازی نفت
مجلس ایران در مارس ۱۹۵۱ با رأی قاطع صنعت نفت را ملی اعلام کرد. مصدق، که چند هفته بعد نخستوزیر شد، پشتوانه تودهای گسترده داشت. شرکت نفت انگلیس–ایران (AIOC)، که ۵۱ درصد سهامش مال دولت بریتانیا بود، سراسیمه شد. ایران تنها ۱۶ درصد از درآمد نفت را میگرفت و بریتانیا ۸۴ درصد، و ایرانیان قرارداد را ظالمانه میدانستند. ملیسازی به ناسیونالیسم در منطقه نیرو داد و بریتانیا میترسید این موج به عراق، کویت و دیگر مستعمراتش برسد.
موضع اولیه آمریکا
دولت ترومن در ابتدا از مصدق حمایت کرد. جورج مکگی، معاون وزیر خارجه، شخصاً با مصدق دیدار کرد و از بریتانیاییها خواست با ملیسازی کنار بیایند. مکگی پیشنهاد داد آمریکا میانجی شود و درآمد نفت ۵۰–۵۰ میان دو کشور تقسیم شود. انگیزه آمریکا بیشتر راهبردی بود: واشنگتن میترسید اگر خواستههای مشروع ملیگرایان ایرانی نادیده گرفته شود، آنها به سمت کمونیسم بروند.
فشار بریتانیا و محاصره اقتصادی
پاسخ بریتانیا تند بود. کارشناسان بریتانیایی پالایشگاه آبادان را ترک کردند، ناوهای جنگی در خلیجفارس مستقر شدند و نفت ایران تحریم شد. بریتانیا به همه کشورها هشدار داد نفت ایران را نخرند و درآمد نفتی ایران به نزدیک صفر رسید. مصدق ناچار شد بودجه دولت را بهشدت کم کند و با بحران اقتصادیای که هر روز عمیقتر میشد کنار بیاید.
چرخش سیاست آمریکا
با روی کار آمدن آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۳ موضع آمریکا از بنیاد تغییر کرد. بریتانیا آمریکا را قانع کرد که:
- مصدق ممکن است کشور را به سمت شوروی ببرد
- حزب توده (کمونیست) در حال نفوذ در دولت است
- بیثباتی ایران برای کل خاورمیانه خطری استراتژیک است
دولت آیزنهاور به این نتیجه رسید که مصدق باید سرنگون شود. CIA عملیات «TPAJAX» را طراحی کرد و بریتانیاییها همزمان عملیات موازی «Boot» را پیش میبردند.
آجاکس: از مخالفت به کودتا
آمریکا کار را با انتقاد از بریتانیا شروع کرده بود و به یکی از تاریکترین فصلهای سیاست خارجیاش رسید. عملیات آژاکس در اوت ۱۹۵۳ مصدق را سرنگون کرد، شاه را به تخت برگرداند و ایران را ۲۵ سال در مدار آمریکا نگه داشت. CIA در ۲۰۱۳ رسماً نقش خود در کودتا را تأیید کرد.
درسهای تاریخی
ملیسازی نفت و سرنگونی مصدق در حافظه جمعی ایرانیان بهعنوان نمونه روشن مداخله آمریکا در امور داخلی ایران مانده است. غرب مدعی دفاع از حق تعیین سرنوشت ملتها بود و با این حال دولت مردمی ایران را سرنگون کرد، و این کار اعتماد ایرانیان به دموکراسی غربی را بهشدت از بین برد. اثر این بیاعتمادی در هر دور مذاکره میان دو کشور، از جمله در مذاکرات برجام، پیداست.
منابع
دوره تاریخی: دهههای ۱۹۵۰–۱۹۶۰
کودتا و استقرار شاه