رفتن به محتوای اصلی

شیطان بزرگ — دخالت‌های آمریکا در ایران

The Great Devil — US Interventions in Iran

از ۱۹۰۰ تا امروز — بیش از ۵۰ رویداد مستند از دخالت‌های آمریکا در امور داخلی ایران

۱۹۱۹ / ۱۲۹۸ شمسی دیپلماسی ۳ دقیقه مطالعه

قرارداد ۱۹۱۹ انگلیس–ایران

آمریکا بر قرارداد استعماری که ایران را عملاً تحت‌الحمایه بریتانیا قرار می‌داد چشم بست.

آمریکا به‌رغم مخالفت ایرانیان، از نفوذ بریتانیا بر اقتصاد و نظامیان ایران چشم‌پوشی کرد و هیچ اقدام جدی‌ای در قبال این قرارداد استعماری انجام نداد.

ایران در آستانه ۱۹۱۹

ایران وارد قرن بیستم شد در حالی که میدان رقابت بریتانیا و روسیه بود. در قرارداد ۱۹۰۷، این دو قدرت ایران را بدون رضایت دولت ایران به دو «حوزه نفوذ» تقسیم کرده بودند: شمال به روسیه، جنوب به بریتانیا. ایران خود در این چانه‌زنی هیچ نقشی نداشت.

جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸) ایران را ویران کرد. خشکسالی، قحطی، بیماری، و درگیری نیروهای روسی، بریتانیایی و عثمانی در خاک ایران، کشور را تضعیف کرد. پس از فروپاشی روسیه تزاری در ۱۹۱۷ و انقلاب بلشویکی، بریتانیا فرصت دید تمام ایران را زیر نفوذ خود در آورد.

محتوای قرارداد ۱۹۱۹

قرارداد ۱۹۱۹ که در اوت همان سال میان لرد جرج کرزن (وزیر خارجه بریتانیا) و وثوق‌الدوله (نخست‌وزیر ایران) امضا شد، عملاً ایران را به تحت‌الحمایه بریتانیا تبدیل می‌کرد:

  • ارتش: مستشاران و افسران بریتانیایی ارتش ایران را سازماندهی، آموزش و فرماندهی می‌کردند — با هزینه ایران
  • دارایی: مستشاران مالی بریتانیایی تمام درآمدها و هزینه‌های ایران را کنترل می‌کردند
  • وام: بریتانیا وام دو میلیون پوندی به ایران می‌داد که ایران را بیشتر وابسته می‌کرد
  • راه‌آهن: بریتانیا طراحی و ساخت راه‌آهن ایران را در دست می‌گرفت

بعدها مشخص شد وثوق‌الدوله و دو وزیر دیگر هنگام امضا رشوه بزرگی از بریتانیا دریافت کرده بودند.

موضع آمریکا: سکوت فریبنده

ووندرو ویلسون، رئیس‌جمهور آمریکا، همان سال «چهارده اصل» خود را اعلام کرده بود که از جمله آن‌ها «حق تعیین سرنوشت ملت‌ها» بود. آمریکا وارد کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) شده بود با این ادعا که نظم بین‌الملل جدیدی بر پایه عدالت بنا می‌کند.

ایران هیئتی به پاریس فرستاد تا از استقلال کشور دفاع کند. این هیئت حتی به کنفرانس راه داده نشد — بریتانیا اجازه نداد.

واشنگتن در برابر قرارداد ۱۹۱۹ سکوت کرد. هیچ اعتراض رسمی، هیچ بیانیه انتقادی، هیچ فشاری بر لندن وجود نداشت. «حق تعیین سرنوشت» ویلسون آشکارا فقط برای ملت‌های اروپایی اعمال می‌شد — ایران به‌عنوان کشور آسیایی و مسلمان از این اصول مستثنا بود.

مخالفت ملی و شکست قرارداد

قرارداد در ایران با مخالفت گسترده روبه‌رو شد:

  • روزنامه‌های ایرانی و روشنفکران آن را «فروش ایران» نامیدند
  • ایرانیان مقیم خارج از کشور کمپین‌های اعتراضی راه انداختند
  • مجلس ایران (که در اثر فشارهای جنگ تعطیل بود) هرگز این قرارداد را تصویب نکرد

سرانجام در فوریه ۱۹۲۱، سردار رضاخان با کودتایی — که گفته می‌شود بریتانیا از آن حمایت کرد — قدرت را به دست گرفت. قرارداد ۱۹۱۹ عملاً بی‌اثر شد.

ارتباط با رویدادهای بعدی

این قرارداد بخشی از الگوی طولانی‌تری است که به کودتای ۱۳۳۲ منجر شد. آمریکا از همان ابتدای حضورش در معادلات ایران، نه به‌عنوان مدافع استقلال ایران بلکه به‌عنوان بازیگر سکوت‌کننده در برابر استعمار ظاهر شد.

بیست‌وچهار سال بعد، همان آمریکا که در ۱۹۱۹ سکوت کرد، در ۱۹۵۳ فعالانه در سرنگونی محمد مصدق — نخست‌وزیر ملی‌گرایی که می‌خواست نفت ایران را از چنگ بریتانیا درآورد — شرکت کرد. دایره کامل شده بود: از سکوت در برابر استعمار تا مشارکت در تداوم آن.

درس تاریخی

قرارداد ۱۹۱۹ نشان داد که چه زمانی آمریکا از «ارزش‌هایی» مانند حق تعیین سرنوشت دفاع می‌کند: فقط وقتی منافعش با آن همسو باشد. ایران در این محاسبه در قرن اول حضور آمریکا به‌عنوان قدرت جهانی، اهمیت ثانوی داشت — و این الگو تا دهه‌ها ادامه یافت.

منابع

  1. U.S. Department of State, Office of the Historian — 1919 · سند دیپلماتیک
  2. Nikki R. Keddie — Yale University Press — 2003 · پژوهش دانشگاهی

دوره تاریخی: دوره اول

۱۹۰۰–۱۹۴۰