رفتن به محتوای اصلی

شیطان بزرگ: دخالت‌های آمریکا در ایران

The Great Devil: US Interventions in Iran

۵۷ رویداد مستند از دخالت‌های آمریکا در امور داخلی ایران، از ۱۹۰۱ تا جنگ جاری ۲۰۲۶

۱۹۱۹ / ۱۲۹۸ شمسی دیپلماسی ۴ دقیقه مطالعه

قرارداد ۱۹۱۹ انگلیس–ایران

آمریکا با قرارداد استعماری که ایران را عملاً تحت‌الحمایه بریتانیا می‌کرد مخالفت دیپلماتیک کرد، اما کاری برای متوقف کردنش نکرد.

ایرانیان با این قرارداد استعماری مخالف بودند. آمریکا هم ناخرسندی‌اش را به لندن و تهران اعلام کرد، اما برای جلوگیری از سلطه بریتانیا بر اقتصاد و ارتش ایران کاری بیش از اعتراض دیپلماتیک نکرد.

ایران در آستانه ۱۹۱۹

ایران در آغاز قرن بیستم میدان رقابت بریتانیا و روسیه بود. این دو قدرت در قرارداد ۱۹۰۷، بی‌آنکه رضایت دولت ایران را بگیرند، کشور را به دو «حوزه نفوذ» و یک منطقه بی‌طرف در میانه تقسیم کرده بودند: شمال سهم روسیه شد و جنوب سهم بریتانیا. ایران در این چانه‌زنی هیچ نقشی نداشت.

جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸) ایران را ویران کرد. خشکسالی، قحطی و بیماری، و جنگ نیروهای روسی، بریتانیایی و عثمانی در خاک ایران کشور را از پا انداخت. وقتی روسیه تزاری در ۱۹۱۷ فروپاشید و انقلاب بلشویکی رخ داد، بریتانیا فرصت را مناسب دید که تمام ایران را زیر نفوذ خود ببرد.

محتوای قرارداد ۱۹۱۹

قرارداد ۱۹۱۹ را لرد جرج کرزن، وزیر خارجه بریتانیا، طراحی کرد و در اوت همان سال سر پرسی کاکس، وزیر مختار بریتانیا در تهران، و وثوق‌الدوله، نخست‌وزیر ایران، آن را امضا کردند. این قرارداد در عمل ایران را تحت‌الحمایه بریتانیا می‌کرد:

  • مستشاران و افسران بریتانیایی ارتش ایران را سازماندهی، آموزش و فرماندهی می‌کردند و هزینه‌اش را ایران می‌داد
  • مستشاران مالی بریتانیایی همه درآمدها و هزینه‌های دولت ایران را کنترل می‌کردند
  • بریتانیا به ایران وامی دو میلیون پوندی می‌داد که وابستگی کشور را بیشتر می‌کرد
  • طراحی و ساخت راه‌آهن ایران به دست بریتانیا می‌افتاد

بعدها معلوم شد وثوق‌الدوله و دو وزیر دیگر هنگام امضا رشوه کلانی از بریتانیا گرفته بودند.

موضع آمریکا: اعتراض بی‌اثر

وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور آمریکا، در ژانویه ۱۹۱۸ «چهارده اصل» خود را اعلام کرده بود که «حق تعیین سرنوشت ملت‌ها» یکی از آن‌ها بود. آمریکا با این ادعا به کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) رفته بود که می‌خواهد نظم بین‌المللی تازه‌ای بر پایه عدالت بنا کند.

ایران هیئتی به پاریس فرستاد تا از استقلال کشور دفاع کند، اما بریتانیا اجازه نداد این هیئت حتی وارد کنفرانس شود.

واشنگتن از قرارداد ۱۹۱۹ ناخرسند بود، اما کارش از اعتراض دیپلماتیک فراتر نرفت. رابرت لنسینگ، وزیر خارجه آمریکا، در اوت ۱۹۱۹ به لندن پیام داد که قرارداد بر رئیس‌جمهور و او «تأثیری بسیار نامطلوب» گذاشته و آمریکا چنین مذاکرات پنهانی را تشویق نمی‌کند. او یادآوری کرد که در پاریس سه بار از آرتور بالفور، وزیر خارجه بریتانیا، خواسته بود به هیئت ایران فرصت شنیده شدن بدهد و بالفور با تندی نپذیرفته بود. جان کالدول، وزیر مختار آمریکا در تهران، هم مأمور شد به مقامات ایرانی بگوید آمریکا «با تعجب» از قرارداد باخبر شده است. با این همه آمریکا نه به لندن فشار جدی آورد و نه برای لغو قرارداد کاری کرد. «حق تعیین سرنوشت» ویلسون برای ایران، کشوری آسیایی و مسلمان، در عمل از چند تلگراف و بیانیه فراتر نرفت.

مخالفت ملی و شکست قرارداد

قرارداد در ایران با مخالفت گسترده روبه‌رو شد:

  • روزنامه‌ها و روشنفکران ایرانی آن را «فروش ایران» نامیدند
  • ایرانیان مقیم خارج کمپین‌های اعتراضی راه انداختند
  • مجلس ایران (که به دلیل فشارهای جنگ تعطیل بود) هیچ‌وقت قرارداد را تصویب نکرد

سرانجام در فوریه ۱۹۲۱ سردار رضاخان با کودتایی قدرت را به دست گرفت که گفته می‌شود بریتانیا از آن حمایت کرد، و قرارداد ۱۹۱۹ عملاً بی‌اثر شد.

ارتباط با رویدادهای بعدی

این قرارداد بخشی از الگویی طولانی‌تر است که به کودتای ۱۳۳۲ رسید. آمریکا از همان ابتدای ورودش به معادلات ایران در برابر استعمار به اعتراض لفظی بسنده کرد و برای دفاع از استقلال ایران کاری نکرد.

سی‌وچهار سال بعد، همان آمریکا که در ۱۹۱۹ به اعتراض دیپلماتیک بسنده کرده بود، در ۱۹۵۳ خودش در سرنگونی محمد مصدق شرکت کرد؛ نخست‌وزیر ملی‌گرایی که می‌خواست نفت ایران را از چنگ بریتانیا درآورد. واشنگتن از اعتراض بی‌عمل به استعمار به مشارکت در ادامه آن رسیده بود.

درس تاریخی

قرارداد ۱۹۱۹ نشان داد آمریکا فقط وقتی از «ارزش‌هایی» مثل حق تعیین سرنوشت دفاع می‌کند که منافعش با آن جور باشد. در قرن اولی که آمریکا قدرتی جهانی بود، ایران در این حساب‌وکتاب اهمیتی درجه دوم داشت و این الگو دهه‌ها ادامه پیدا کرد.

منابع

  1. U.S. Department of State, Office of the Historian, 1919 · سند دیپلماتیک
  2. Nikki R. Keddie, Yale University Press, 2003 · پژوهش دانشگاهی

دوره تاریخی: دوره اول

نفت، مستشاران و اشغال